به شرط اینکه در گوشهایتان پنبه فرو کنید.
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: روزهای من ، من و پسرم

 

بچه‌ها را بردیم تئاتر «هزار جوراب پا». تئاتر خوشایندی بود. با این که طراحی صحنه نداشت و رنگها خلاصه می‌شد در لباس بازیگران. بچه‌ها خیلی این تئاتر را دوست داشتند و آنقدر بالا و پایین پریدند و هیجان نشان دادند که ما مادران و پدران غیور حاضر در صحنه سردرد گرفتیم. بچه ها حسابی درگیر موضوع شده بودند و در هر فرصتی می پریدند پایین و بالای سن و جیغ جیغ می‌کردند. به خاطر همین تداخل بچه‌ها در موضوع، تئاتری که باید 50 دقیقه طول می کشید نزدیک 90 دقیقه طول کشید و ما سرسام گرفتیم و بچه ها از هیجان دچار جنون شدند. تئاتر مدرن و خوشایند هزار جوراب پا بچه‌ها را به روی سن کشاند. بچه‌ها را در بازی خودش شرکت داد و بچه‌ها را به هیجان آورد. از تئاتر که بیرون آمدیم اولین سوال پسرم این بود: « بازم منو میاری تئاتر؟» اگر فرصتش را دارید امروز آخرین روزش است. ساعت 6. فرهنگسرای ابن سینا.