اژدهایی در کمین
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۸  کلمات کلیدی: روزهای من

خانه تکانی را گذاشته‌ام برای بعد از عید. امسال هفت سین نداریم. برای اینکه در قتل عام ماهیهای قرمز هم مشارکت نکنیم ماهی نخریده‌ایم. سبزه‌ای که پسرم در مدرسه کاشته، سبز نشده، بنابراین از سبزه هم خبری نیست. به خاطر همه این چیزهایی که نداریم، که قرار هم نیست داشته باشیم ناراحت نیستم. خوشحالم که امسال سال اژدهاست. سال من است. امسال قرار است پر باشد از شادی. از نشاط. از رنگ. قرار است من مدام بخندم. قرار است از شر این خستگی که مثل سرفه‌های پسرم مزمن شده خلاص شوم و قرار است دوباره با خودم آشتی کنم. حالا از کنار بزرگراهها که رد می شوم شیشه‌های ماشین را می‌دهم پایین و بوی گلهای تازه را که دارند همه جای شهر می‌کارند احساس می‌کنم. به شهرم نگاه می‌کنم که آسمانش گاهی آبی می‌شود و گاهی ابرها آن را می‌پوشانند و فکر می‌کنم دارد تمام می‌شود. فکر می‌کنم اسفند دارد تمام می‌شود و بعدش بهار است و می‌شود مانتوهای روشن پوشید و شال سفید سر کرد و مثل پر سبک شد. فکر می‌کنم بهار می‌شود و دوباره می‌شود توی تراس خانه گلهای تازه کاشت. کاش هر روز سال اژدها همین باشد. همین که آنقدر انرژی داشته باشم که فکر کنم دنیا را می‌توانم به دستم رام کنم.

 

پ.ن. از کامنت دوست عزیزی که در مورد توزیع کتاب بود متشکرم. برای سفارش کتاب میهمانی خداحافظی به سامانه ارسال محصولات فرهنگی زنگ بزنید. کتاب را بدون هزینه ارسال برایتان می فرستند. شماره سفارش :‌20-88557016 اگر برای این روزهای آخر سال خنده هم لازم داشتید کتاب پ ن پ را هم سفارش بدهید.