« در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی»
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۳  کلمات کلیدی: آخه من لیبل این پست رو چی بزنم؟

 

پیرو این پست و این یکی و چند تای دیگر!

اسم من شیداست. وقتی به دنیا آمدم تا حدود یک ماهگی اسم نداشتم. بهرحال مادرم منتظر نامه‌ای بوده که قرار بوده از ترکیه برسد و فهرست اسامی که خواهرهایش فرستاده‌اند را همراهش داشته باشد. آن وقتها هم که مثل الان نبود که کلیک نکرده ایمیلها می‌رسد و تا بخواهی از فرستادنشان پشیمان بشوی، جوابشان را هم گرفته‌ای. نامه‌ها فس‌فس‌کنان یکی دو ماهی توی راه بودند تا برسند و دیر شده بود. بابا بالاخره از بی اسمی دخترش کلافه می‌شود و همینطور خودجوش اسم مرا می‌گذارد «رویا» مادرم اسم رویا را دوست نداشته برای اینکه تلفظش در فارسی، ترکی و عربی با هم فرق می‌کرده. عربهای دور و برمان ( قوم پدری) رویا را با فتحه روی «ر» تلفظ می‌کردند و ترکها آن را با کشیده کردن صدای «و» تلفظ می‌کنند یک چیزی تو مایه‌های « روووویا» ایرانیها هم که تکلیفشان معلوم است. فکر می‌کنم ده روزی اسمم رویا بوده. مادرم گزینه‌ای توی ذهنش داشته تمام ترکی مثل « فولیا» که خدا رحمم کرده که رویم نگذاشته‌اند. دوست صمیمی مادرم هم گیر داده بوده که اسم بچه بشود «جمیله» که خیلی شیک و امروزی است!

مادر تمام مدت مقاومت می‌کند که پدر شناسنامه را نگیرد و بالاخره نامه کذایی می‌رسد. توی فهرست اسمها دو اسم را مادرم دوست داشته اولی شیدا و دومی شبنم. شبنم را چون ترکها «ش» اولش را با کسره تلفظ می‌کند ، از دور خارج می‌کند و اسمی را انتخاب می‌کند که ترکها و فارسها و عربها یک جور تلفظش کنند! بعد از این نتیجه گیری اسم من می‌شود شیدا. مادرم می‌گوید شیدا اسم یکی از همکلاسیهایش در دبستان هم بوده. دخترکی بامزه و تپلی که مادرم اسمش را دوست داشته. بعد هم شعری می‌خواند که باز از دوران مدرسه یادش مانده :

Şeyda bülbül ne gezersin bu diyarda

مادرم می‌گفت: « معنی اسم تو یعنی عاشق.» و من که آن موقع هنوز نمی‌دانستم عشق یعنی چه می‌گفتم: « خوب.» برادرم که باسواد شد توی فرهنگ معین اسمم را پیدا کرد و  برایم تا مدتها دست گرفت که معنی اسمت « دیوانه» است. من نتوانستم ازش انتقام بگیرم برای اینکه اسم «شهرام» در فرهنگ معین نبود که نبود.

وقتی داشتم برای پسرم دنبال اسم می‌گشتم بالاخره در یکی از فرهنگهای اسم معنی شهرام را خواندم و فوری پاتکی را که بیست و پنج شش سال عقب افتاده بود زدم که « معنی اسم تو هم یعنی فرمانبردار شاه:یعنی همون کلفت!»

اسمم را خیلی دوست دارم. از اینکه خوش آهنگ است و اولش با حرف «ش» شروع می‌شود خوشم می‌آید . از اینکه معنیش عاشق، واله یا همان دیوانه هم هست خوشم می‌آید. از اینکه توی خیلی از شعرهای حافظ و سعدی هست و آنقدرها هم زیاد نیست خوشم می‌آید. فکر می‌کنم اسمها روی آدمها اثر می‌گذارند. فکر می‌کنم شاید به خاطر اسمم است که من اینطور هستم.