" مشنو اى دوست که غیر از تو مرا یارى هست"
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩  کلمات کلیدی: افسردگی و سایر دردهای بی درمان
حالا من منتظرم صورتکهاى زرد مسنجر برایم معجزه کنند. صورتکم اخم مى کند. بغض مى کند و بعد مى زند زیر گریه. اشکهاى مجازیش مى ریزد روى گونه هاى زردش. دلم برایش مى سوزد که به یک گریه مدام مجبورش کرده ام. صورتکم اخم مى کند. قهر مى کند. مشکوک نگاه مى کند و شاخ در مى آورد. صورتکم اما بلد نیست بگوید دلش تنگ شده، بلد نیست خیره بماند به جایى، بلد نیست دستش را بزند زیر چانه اش و زل بزند به تو... من و صورتکم دلمان گرفته است. سه روز است که چراغ الى در مسنجر روشن است و خودش نیست. زنگ مى زند به موبایلم و صدایش نمى آید. الى مى خواهد تولدم را تبریک بگوید و نمى شود. صورتکهایم به چراغ روشن الهام التماس مى کنند. الهام آنلاین نیست، مادرم نیست، هیچ کدام از دوستانم هم نیستند، صورتکهاى من از این صفحه به آن یکى مى پرند، اخم مى کنند، بغض مى کنند و بعد مى زنند زیر یک گریه بی صدا، اشکهاى مجازیشان معجزه نمى کند و حباب تنهایى بزرگ و بزرگتر مى شود.