این هورمونهاى نازنین
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥  کلمات کلیدی: غر می‌زنم، پس هستم

خوبیش این است که مى شود همه چیز را انداخت گردن هورمونها. آن وقت، قرص صورتى خوشرنگ را که بالا مى اندازى کسى چپ چپ نگاهت نمى کند.  اخم که کنى وسط کار کردن کسى نمى پرسد چرا و مى توانى غم انگیزترین آهنگهاى دنیا را گوش کنى و حتى یواشکى یکى دو قطره هم اشک بریزى. خیالت راحت است که شهر امن و امان است. همه اش تقصیر هورمونهاست که از صبح حوصله هیچ کس را ندارى. بهانه گرفتنت تقصیر هورمونهاست. نق زدنت هم لابد... "همه چیز آرام است" و " تو خیلی خوشبختى" و هیچ خبرى هم نشده است، همه چیز بدون شک تقصیر هورمونهاست.