کولى کنار آتش*
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٩  کلمات کلیدی: روزهای من

دختر کولى درونم دامنهاى بلند و چین دار مى پوشد این روزها. موها را مى گذارد روى شانه بماند و گوشواره هاى بلندى به گوشش مى کند که صدا هم مى دهند. دختر کولى رنگهاى تند و شاد را با هم مى آمیزد. بالاى چشمش را خط چشم سیاه مى کشد و رژ قرمز مى زند و هر بار که باد مى آید دلش مى خواهد برقصد. دختر کولى این روزها که بچه اش نیست، تا دیر وقت در رختخواب مى ماند و غذا هم درست نمى کند. دختر کولى روى ابرها قدمهاى سبک برمى دارد و هر وقت که دلش مى خواهد دستش را مى گذارد روى شانه دوستانش. دختر، دخترک کولى بیست سال از من جوانتر است و این روزها مرا پا به پاى خودش مى کشاند. 

 * عنوان کتابى از منیرو روانى پور