دارا و ندار
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥  کلمات کلیدی: آخه من لیبل این پست رو چی بزنم؟

توی کیفم چای بابونه دارم. چای بابونه را به خاطر آن یک کلمه « آرامش» که روی جعبه اش نوشته بود خریدم. حالی دارم که اگر یک بسته غذای گربه هم ببینم که رویش نوشته آرامش می خرم. چای بابونه توی کیفم زندگی می کند چون تنها جایی که می توانم بنشینم و بخورمش شرکت است. توی شرکت هم یادم می رود این کار را بکنم. توی کیفم یک سررسید دارم. سررسید مال بانک سیناست و آخرین باری که توی مطب دکتر منتظر بودیم سینا روی چند صفحه اش را نقاشی کرده است. توی کیفم جوراب نایلونی مشکی دارم که اگر یک وقتی جایی نشد با پای بی جوراب رفت، در نمانم. توی کیفم ژل ضدعفونی، دستمال کاغذی و دستمال مرطوب دارم. توی کیفم دو تا گوشی موبایل دارم. اولی گوشی صورتی جدیدم است و دومی گوشی سیاه قبلی که هنوز شماره تلفنهایم تویش جا مانده است. توی کیفم عینک آفتابی و طبی دارم. توی کیفم دو تا نوار بهداشتی و یک بسته قرص مسکن دارم. یک کیف پول بنفش هم دارم که تویش گاهی پول و بیشتر وقتها کارت و عکسهای سینا و نقاشیش است. اسم چند کتاب برای خریدن از نمایشگاهی که وقت نکردم بروم هنوز توی کیفم است. توی کیفم کارت ثبت نام یکی از مدرسه ها و دو تا خودکار هم دارم. توی کیفم آدامس، کلید و گل سر دارم. خیلی چیزهای دیگر هم توی کیفم هست که یادم نمی آید. اما یک رژ لب توی کیفم ندارم! دیروز همه کیفم را زیر و رو کردم و فقط یک خط لب فسقلی پیدا کردم و باهاش لبم را خط خطی کردم.