قرصش باید بنفش باشد، لابد.
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٤  کلمات کلیدی: روزهای من
مدام خوابم مى آید. شبها بهتر مى خوابم. حتى بعد از ماهها خواب هم مى بینم. از آنجایى که در زندگى شخصیم چیزى تغییر نکرده، لابد باید قبول کنم که قرصهاى آبى اثر کرده اند. قرصها البته گیاهى هستند، سنبل الطیب. دو روز پیش که بچه هاى دفتر از خوردن ترشى بندرى تند دلشوره گرفته بودند یکى یک دانه قرص آبى بهشان دادم. فردایش مى گفتند معرکه بوده، همکار خردادى گفت تا شب آرام بوده. روز اولى که من قرصها را خوردم بجز اینکه حرکات دستم  کمى کندتر شدند، تغییرى حس نکردم. اما حالا بعد از دو هفته، بهتر مى خوابم. این یعنى خیلى بهترم. چه عجیب که یک قرص آبى کوچک مى تواند کارى کند که استرس نداشته باشى، قلبت یک خط در میان نزند و بهتر بخوابى. کاش قرصى هم بود که دلتنگى را درمان مى کرد و جاهاى خالى بزرگ توى قلب را.