«اگه بیایی آرومم اگه نیایی دلتنگم وای ...»
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸  کلمات کلیدی: مى ترسم انگار

براى من لحظه همیشه مهم بوده. لحظه اى که موبایلت را روشن مى کنى. لحظه اى که در خانه را باز مى کنى. لحظه اى که مى رسى. لحظه اى که خداحافظى مى کنى. اینجا هم که نشسته ام و پسرم را تماشا مى کنم اسیر لحظه ام. لحظه اى که زنبورى مى نشیند روى کفش بنفشم. لحظه اى که پسرم از خوشى آب بازى جیغ مى زند. لحظه اى که هواپیمایى مى نشیند زمین. لحظه اى که پسرم برگ سبز و بزرگ را پرت مى کند روى فواره. لحظه اى که حشره اى کوچک مى افتد روى دستم. اینجا نشسته ام. براى یک لحظه کمین کرده ام. لحظه اى که احساس کنم مى توانم. مى توانم خودم را از روى این نیمکت چوبى بلند کنم. برسانم به ماشین و بروم خانه. لحظه ام دیر کرده...