امروز پروانه ام اینجاست.
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱  کلمات کلیدی: روزهای من

من اجازه ندارم تنهایی بروم توی کارگاه. البته تا حالا هیچ کس رسمی این موضوع را به من نگفته ولی هر بار که در اتاق سرپرستمان را می زنم که بگویم دارم می روم سر سایت می پرسد با کی می روی. بنابراین برای رفتن به کارگاه مجبورم یکی از همکارها یا یکی از بچه های دفتر فنی پیمانکار را دنبال خودم راه بندازم. بعد من کشته مرده گشتن توی کارگاهم و بدبختی را که افتخار همراهی با من پیدا کرده از چهار طبقه چهار تا بلوک می کشم این طرف و آن طرف و با شیفتگی زل می زنم به بلوکها، کروم بندی، نصب وال پست، جوشکاری و عین خیالم هم نیست که مانتوی بلندم خاکی می شود یا گرمم می شود. مسئول دفتر فنی هر بار که می خواهد برود توی کارگاه زنگ می زند و بچه های دیگر هم یاد گرفته اند که در کانکس ما را بزنند که بیا برویم توی سایت. دیوانه البته توی تهرانمان زیاد است ولی اینکه زن باشی و در این کارگاه مانده باشی و تازه از آن کلی هم لذت ببری ظاهرا نوبر است.

امروز این بچه های دفتر فنی را مجبور کردم مرا ببرند آن یکی بلوک. خوب طبعا دسترسی درست و حسابی وجود نداشت و از روی پشته خاک پا گذاشتیم روی صفحات متال دک تا برسیم به سقفی که نصفش را بتن ریخته بودند. توی همین هاگیر واگیر امیر هم زنگ زده بود که بگوید شام دعوت شده ایم. گفتم الان وسط زمین و آسمانم. بعد، باشد بعد. توی ساختمان جدید خیره شدم به میلگردها و باز حسرت هزار باره اینکه مهندس عمران نشدم آمد سراغم. یعنی می شود یک روز بروم بخوانم و سر در بیاورم از این ستونهای فولادی بزرگ؟ این صفحه های نقره ای نورد شده؟ این میلگردها؟ توی همین فکرها بودم که درست زیر پایم چیزی دیدم شبیه یک پروانه. خوب که نگاهش کردم دیدم پروانه است. قدم که برداشتم پرید. بالهای قهوه ای و خاکستریش را تکان داد و آمد تا جلوی چشمم. لبخند زدم. فکر کردم یک روز خوب است. من خاکیم. من زنده ام. این پروانه آمده اینجا تا بگوید وسط این همه آهن و فولاد، من هم هستم. من بخشی از این همهمه ام. من بخشی از این شهرم. پروانه آمده چون در تمام این کارگاه بزرگ، یکی هست که حواسش به پروانه ها هست. حواسم به پروانه ها هست. همیشه بوده.

از روی صفحه های نقره ای پریدم و به گود ده متری زیر پایم نگاه نکردم. فکر کردم یک چیزی شبیه عشق است حس امروزم. نه خود عشق اما چیزی بسیار شبیه عشق. همین که من. همین که آهن. همین که پروانه. همین اصلا همین.