ندانستن خوب است.
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧  کلمات کلیدی: سی و خورده ای سالگی
امشب متوجه شدم سى و خورده اى سالگى بى رحم است. سرد و گرم چشیده و راهها را رفته است و در سى و خورده اى سالگى معصومیت بیست و خورده اى را تاب آوردن سخت است. مى گویم نگو. ما مى دانیم. آنها نمى دانند. مگر شادى زندگى به همین ندانستنهاى کوچک نیست؟ مى گوید هوووم. بچه ها، هنوز مى دوند. شب دارد به نیمه مى رسد و هنوز دنیا همان است که بود. ظرفهاى کثیف توى ماشین، غذاهاى نیم خورده در یخچال، افکار من، مثل مورچه هاى ریز پى شکر مى گردند. شکرى در کار نیست. شب است. ما خسته ایم. بچه ها، خستگى ناپذیران بى رحم کوچکمان، هنوز بیدارند.