بیست و پنج روز مانده تا تولدش
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥  کلمات کلیدی: من و پسرم

جادوى تلفن را کشف کرده. عصرها زنگ مى زند به همکلاسیش. توى خانه راه مى رود و بلند بلند با تلفن حرف مى زند. بیشتر اوقات تلفن روى اسپیکر است. مفرح ذات. روز اول پ مى گفت: "مى خوام نسخه س رو بپیچم." من داشتم ظرف مى شستم و حواسم بود که ریسه رفتنم معنیش تایید جمله هاى پسرک نباشد. روز بعد در مورد شام حرف زدند. آن یکى مدام خالى بست و این باور کرد. درى ورى محض مى گویند و خنده دار است. امیر غر مى زد که "حالا چه اصراریه رو اسپیکر حرف بزنن؟" گفتم: " هیچى بهش نگو، من دارم حسابى تفریح مى کنم با این تلفنها." بماند که درآمده به امیر گفته وقتش شده و دیگر باید یک گوشى تلفن توى اتاقش داشته باشد. سینایمان هستند. تقریبا هشت ساله. از تهران.