شب عاشقانِ بى دل و شبِ مادرانِ بچه هاى تبدار
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱  کلمات کلیدی: من و پسرم

بچه ام در خواب ناله مى کند. یک تکه ى بزرگ از قلبم از ناله اش مچاله است. براى همیشه ى عمرم یک تکه از قلبم مچاله خواهد ماند براى این بچه. دیوانگى شیرینى است بچه دار شدن. پر از لحظه هاى تلخ و شیرین. تکان خوردنش در درونم. بغل کردن آن موجود ناتوان و بى پناه. سیل ویرانگر عشق مادرى. اولین کلمه ها. اولین قدم. اولین زمین خوردن. روزى که دندانش شکست. وقتى از شیر گرفتمش. نگاههاى عاشق ۴ ماهگیش. خنده هایش. همین حالا وقتى حرفهاى گنده تر از دهنش مى زند. یک حجم مدام عشق بوده این بچه. یک حجم مدام دل نگرانى. یک نخ محکم که بادبادک رویایم را وصل کرده به زمین. اما خودش سراسر رویاست. نمى شود توضیح داد. نمى شود نوشت ازش حتى. همه اش احساس است.