شبانه، اردیبهشت
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٤  کلمات کلیدی: جهت ثبت در تاریخ

باید بنویسمش. امشب را. این باد سرد شبانه را که روى عریانیهایم مى دود. این تراسِ رو به بى نهایت سبز را. این که صداى آب مى آید و پرنده و شب است. این که امشب، بعد از صد سال انکار خودم، نشستم و تمام اشتباههاى زندگیم را جشن گرفتم. یک پیک هم اضافه تر خوردم به افتخار همه لحظه ها و آدمها و اتفاقهایى که مرا رسانده تا این تراس رو به کوه و تو و پرنده دیوانه اى که معلوم نیست براى کى مى خواند این وقت شب. یک جاى زندگیش آدمیزاد باید خجستگىِ پنهان اشتباههاى زندگیش را جشن بگیرد. بپذیردشان مثل یک سنجاق کوچک که از ناکجا وصلش کرده به این لحظه و این لحظه خوب است. به همین سادگى.