کاش کسی خواب مرا می دید
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: دغدغه های ذهنی من

خواب دیده بودم که پیر شده ای و توی خوابم مضطرب بودم. خیلی سال بود که خواب تو را ندیده بودم. بعد این همه سال با موهای خاکستری آمده بودی به خوابم تا مرا بترسانی؟ دلم برای روزهای تو تنگ شد. فکر کردم بهت زنگ بزنم و بگویم خوابت را دیده ام. بعد این همه سال. بگویم که خوابت را دیده ام. بپرسم که خوبی؟ بپرسی که خوبم؟ و بگویم نه. خوب نیستم. خیلی وقت است که خوب نیستم. اما تو به کسی نگو. تو هم آرام بگویی باشد. باشد؟