گفتگوهای من و سینا
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱  کلمات کلیدی: من و پسرم

 

مامان – سینا روی میز هنوز نامرتب مونده. من اینو مرتب کردن قبول ندارما!

سینا – باید قبول داشته باشی. چون تا جایی که تونستم کردم!

*

سینا – مامان چشای گیسو کمند* مث  بن تنه سبزه، مث بابا!

* اسم فارسی راپونزل خودمان

*

مامان – سینا بیا بریم.

سینا – مامان یه قطره بازی می کنم بعد میام.

*

سینا – مامان بعضی وقتا چرت و پرت دعوام می کنیا!

*

سینا – قبلنا خیلی باهوش بودم، مث الانم نبودم.

*

توی ماشین:

سینا – مامان نمی شه یه کم آروم، تند بری؟