« سکوتم را مکن باور»
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠  کلمات کلیدی: روزهای من

من آدم سکوتهای طولانی نیستم. سکوت منگم می‌کند. سکوت می‌رساندم به اینکه خوب چی شد؟ می‌افتم توی لوپ نفهمیدن. حرف الکی زدن. چرت و پرت گفتن. اما حالا مدتی است که جواب سکوت را با سکوت می‌دهم. دو سه روزی خانه می‌شود ساکت ساکت. فقط بچه هی حرف می‌زند. بعد سکوت ترسناک می‌رود پی کارش. من می‌ترسم از سکوت. هنوز می‌ترسم از سکوت. اما دیگر نمی‌توانم بشکنمش. سکوت از من بزرگتر، پیرتر و سنگینتر است. سکوت قورتم می‌دهد. سکوت به من دهن کجی می‌کند. سکوت می‌داند که مرا شکست داده و بی رحمانه به من می‌خندد.