آپدیت عجولانه ی یک بدقول
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: کتاب می‌خوانم، یعنی ، معنی داره دیگه

کتاب «جز از کل» را تمام کردم. آنقدر خواندنش خوب بود که نمی خواستم تمام شود. بعد از «آدمکش کور» از هیچ کتابی اینقدر لذت نبرده بودم. نمی شد هم هی هر روز آمد و نوشت که ده صفحه یا بیست صفحه از این کتاب را خواندم. یادداشتها بود و بازدید پروژه و سرک کشیدن به کارگاه و دیگر خدا می داند روز چندم هستم. نهضت هر چند ادامه دارد اما تا این بار سنگین روزمرگی که به دست و بال من پیچیده کمی سبک شود و معنی راهش را در زندگیم پیدا کند طول می کشد حتما. وسط این همه باید وقت نوشتن پیدا کنم. شرمنده که نگرانتان کردم. ملالی نیست جز این هوای خاکستری که حالا کمی بهتر شده و بی وقتی و ترافیک و راههای طولانی... می شود گفت تقریبا ملالی نیست.