اگر چاله در ثریا هم باشد شیدا به آن دست خواهد یافت
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢  کلمات کلیدی: روزهای من

من مجهز به یک سیستم فوق پیشرفته چاله یاب هستم که در گل و گشادترین خیابانها، می توانم کوچکترین چاله ها را پیدا کنم و خودم را با ماشینم پرت کنم تویش. کم چیزی نیست ها! گاهی اوقات این کار خودش یک قابلیت است! به این قابلیت اضافه کنید پرش از روی سرعتگیرها که ترکیبش می شود چیزی حیرت انگیز... همین که منم! حالا کوچه دفتر ما را برداشته اند کنده اند. باران هم آمده و گل و شل روی چاله ها  را باز کرده . کوچه شده یک میدان مین! چاله پشت چاله... بعضی هایشان شوخی هم ندارند. چاله ای که سر کوچه است تا حالا چند تایی چرخ پنچر کرده و ماشین کج و کوله کرده و چاله وسط کوچه هم کم از آن یکی ندارد. حالا منم و این چاله‌ستان و هر روز باید حواسم باشد که حداقل از آن دو تا چاله بزرگتر جان سالم به در ببرم!

*

صبح که داشتم برای زودتر رساندن سینا کوچه و پس کوچه می رفتم برخوردم به کوچه « نیایی» . اسم کوچه بود « نیایی» ننوشته بودند شهید نیایی، فقط نیایی. فکر کردم به آدمهایی که در کوچه « نیایی» زندگی می کنند و همینطوری یاد نوروظی افتادم ...