این باشگاه خیلی به خانه نزدیک است. شاید کلاس برای بعد از ظهرها داشته باشد. ترد میل توی پذیرایی به من دهن کجی میکند. اما اگر باشگاه اسمم را بنویسم می توانم خودم را لاغر کنم. سرحال و شاداب میشوم. تازه امکان نگهداری کودکان هم هست. این یکی را ببین. آتلیه عکاسی کودک، چه عکسهای قشنگی. یادم باشد قبل از اینکه موهای سینا را کوتاه کنم ببرمش. فردا؟ نه شاید شنبه. شنبه جلسه داشتم؟ توی همین کوچه پشتی آموزشگاه زبان هست. بعدازظهرها هم کلاس دارد. اصلا عصرها میروم کلاس زبان. دلم برای درس خواندن تنگ شده. زبان دوست دارم. این یکی چطور است؟ همین آموزشگاه کامپیوتر. میتوانم بروم کلاس تری دی مکس. اصلا بروم انیمیشن یاد بگیرم. کلاس داستان نویسی هم که میخواهم بروم. این آرایشگاه هم که نزدیک است. این یکی هم همینطور. بروم هایلایت کنم. ابرو که تازه برداشتم. بروم موهایم را صاف کنم. همه همکارهایم دارند موهایشان را فر میکنند. دنیای برعکس! این مدرسه پسرانه هم که همین دور و برهاست. اسمش را نشنیدهام. بروم یک سری بزنم؟ ما که اسم سینا را نوشتیم مدرسه که. شو لباس ترک با قیمتهای استثنایی. بروم شاید کفش هم داشته باشند. فقط شماره تلفن داده. یادم باشد تلفن کنم. چای دم کشید راستی؟ چه خوب. بروم گودر کنم!