کشتی نوح ورژن کوکب خانم

صبح دلم می‌خواست بمانم خانه. هیچ کاری نکنم. راه بروم دانه دانه برگها را نگاه کنم. ببینم در چه حالند. ببینم کدام یکی رشد کرده یا جوانه‌ای زده. کوکب‌خانم‌وار می‌خواستم کنار تنها موجودات زنده‌ای که هیچوقت آزارم نداده‌اند بنشینم و ببینم با خودم چند چند هستم. چرا همه‌اش اینقدر دو هیچ و یک هیچ و سه هیچ دارم می‌بازم. این چه زندگی است که برای خودم درست کرده‌ام.

کف اتاق سینا یک سوت پیدا کردم و یادم آمد که من ساک زلزله ندارم. فکر کردم چی باید بگذارم توی ساک زلزله. لابد اگر همه چیز از دست برود ساک زلزله باید توان دوباره آغاز کردن به آدم بدهد. پس قطعا یک گوشواره باید در آن باشد و یک گلدان از هر نوع. یک نمونه کوچک از کشتی نوح لازم دارم که به جای جک و جانور، گیاه تویش جا بدهم. شناسنامه و کارت ملی و یک لباس گرم دو تا بطری آب معدنی، دمپایی، به اینجاها که می‌رسد بی‌خیال می‌شوم. می‌گویم من ساک نمی‌خواهم. هیچ جا هم نمی‌روم. همینجا می‌مانم و از جایم تکان نمی‌خورم. سوت را با آن بند درازش می‌اندازم دور گردنم و از همینجایی که هستم سوت می‌زنم تا بیایند پیدایم کنند.

به سراغ من اگر می‌آیید، گوشواره‌هایی که بیشتر دوستشان دارم به آن آویز سفید روی میز توالت است. آب معدنی گوشه بالکن و مدارک کمد سمت چپی اتاق خواب آن بالا. بچه‌ام احتمالا روی میز هال نشسته – بله روی میز و نه مبل-  و خودم یک جایی آن وسطها در حال سر و سامان دادن به ورژن خودم از کشتی نوح.

/ 0 نظر / 123 بازدید