زندگی آرام لاکپشتهای منطقه یک تهران

پرستو با بی‌خیالی روی سیم برق تاب می‌خورد. پشت سرش نور لامپ سایه دراز پرستو را روی سقف لکه‌دار پارکینگ انداخته بود. من ایستاده بودم، محو تماشای پرستو. پرستو و من به هم نگاه کردیم. ماشینی که از روبرو می‌آمد چراغهای جلو را چند بار روشن و خاموش کرد. معنیش این بود ای تو که داری مثل دیوانه‌ها بالا را نگاه می‌کنی راه را بند آورده‌ای و این چه وضعش است. ماشین را راه انداختم. پرستو جا ماند در پارکینگ. من آمدم توی ترافیک. سر راه ایستادم که خاک بخرم. نمی‌دانم این همه خاکی که می‌خرم چه می‌شود. 50 لیتر را قبل از عید تمام کردم و حالا کلی گلدان خالی مانده روی دستم و هنوز شمعدانی هم نخریده‌ام. می‌خواستیم با سینا ریحان بکاریم، برای پشت پنجره‌ها.

برای ادامه بقا، سرمان را فرو کرده‌ایم در لاک خودمان. دغدغه این روزهای ما در لاک، چگونگی اضافه کردن ورزش به برنامه شلوغ زندگی و خوردن سبزیجات بیشتر است. بنابراین شام پاستا با سس پستو داریم. به موازاتش ریحان می‌کاریم و با دوستان قرار می‌گذاریم. لاک ما، یک خانه اجاره‌ای در یک گوشه این شهر است که بدجورجارو کشیدن لازم دارد. رنگها دیوارهایش پوسته کرده ولی عوض در پارکینگش پرستو دارد. در لاک ما این روزها بهار است. در لاک شما چه خبر است؟


#فروردین97

✅روزنگار خانم شین @Mrs_shin






/ 1 نظر / 884 بازدید
hesegharib880704

در لاک ما روزمرگی بیداد میکند ... مرغ عشق ها در قفس عشق بازی میکند و من تماشا... فنچ های بینوا از بی دقت من در قفس جان دادند... گل پیچ محل کارم بخاطر تعطیلات پژمرد و...